رکاب زنی از کرانه های ارس تا سواحل قشم به عشق کودکان سرطانی

با چهره ای محجوب، صورتی آفتاب سوخته و لبخندی که در طول گفت و گو از لبانش محو نمی شود، سخنانش را با نام تک موزون طبیعت آغاز می کند و می گوید که این اصطلاح حاصل تاملی است که در مسیر ارس تا قشم بدان دست یافته و وجود خداوند متعال را در تک تک لحظه ها درک کرده است.
خود را متولد تیر 62 در شهرستان سرعین استان اردبیل و فرزند کوه سبلان معرفی می کند و با لهجه شیرین ترکی آذری می گوید که لبخندها لهجه ندارند و در زمینی که دهکده جهانی است باید تلاش کرد که همگان طعم شیرین لبخند را بچشند.
او از علاقه قدیمی خود به دوچرخه سواری، کوهنوردی، جهانگردی و جمع آوری اشیای قدیمی سخن به میان می آورد و می گوید که چگونه این گرایش ها موجب دوستی با انسان های بزرگی همچون عظیم قیچی ساز کوهنورد مشهور کشورمان شده است و به قول وی این انسان های پاک و مصمم مسیر زندگیش را به عنوان یک کارشناس ارشد زمین شناسی، به سمت دوچرخه سواری و اداره یک مغازه کوچک به سبک روستایی در سرعین هدایت و حس حمایت از کودکان سرطانی را در وی بیدار کرده است.
فیاضی نخستین سفر طولانی خود با دوچرخه را سفر به دور آذربایجان در سال 86 اعلام می کند و می گوید که در این سفر از جنگل های بکر ارسباران عبور کرده و در ادامه در سال 92 به یاد دوست خود مرحوم علی اسدی کوهنورد اردبیلی که در صعود زمستانی به کوه های روسیه فوت کرد، مسیر اردبیل – مشهد را به طول یکهزار و 400 کیلومتر در مدت 9 روز به همراه حامد و حمید قربانی رکاب زده است.
وی با جملاتی ساده اما شیوا ادامه می دهد که یکی از چالش های زندگیش این بوده که پس از مرگ سرنوشت وسایل ارزشمندی که با خون دل و تحمل هزاران مشقت در دوران دانشجویی و کار از سمساری های پایین شهر تهران خریداری کرده است، چه می شود؛ و وقتی به این جمله می رسد با لحنی مهربانانه می افزاید که خواست خدا و آشنایی با دوستانی که به قول سهراب سپهری بهتر از آب روان هستند، موجب شد که با بخشش قسمتی از اموال خود، در راه حمایت از کودکان سرطانی گام بردارد و تلاش کند با بهره گیری از توان جسمی و رکاب زدن در مسیرهای طولانی، مسیر گسترش فرهنگ حمایت از کودکان سرطانی هموار شود.
فیاضی با بیان اینکه سفر خود از مرز بازرگان را چهارم مهر امسال تحت عنوان “از آراز (ارس) تا نگین خلیج همیشه فارس»آغاز کرده است و با حضور در قشم قصد دارد که از ژئوسایت های این جزیره نیز بازدید کند و خود را حامل پیام حمایت از کودکان سرطانی و جهانی کردن نام ژئوپارک قشم به عنوان سرآمد چشم اندازهای گردشگری کشور معرفی می کند.
به اعتقاد این دوچرخه سوار هدف اصلی توسعه گردشگری، حمایت از اقتصاد مردم بومی مناطق مختلف جهان است و قشم به دلیل گستره جغرافیایی خاص و ظرفیت های بکر و بی نظیری که در حوزه ژئوسایت ها دارد باید به عنوان تریبون گردشگری ایران و یکی از مقاصد اصلی گردشگری کشورمان به جهانیان معرفی شود.
این دوچرخه سوار که به همراه حمید و حامد قربانی سفر سه هزار و 500 کیلومتری خود را از مرز بازرگان آغاز کرده بودند و در یزد همراهانش به دلیل نداشتن زمان کافی برای ادامه مسیر از وی جدا شدند، بهترین و ارزشمندترین خاطره خود در این سفر را دیدار با کودکان سرطانی بیمارستان کسایی اصفهان اعلام می کند.
وی می گوید بهرنگ کوفگر یکی از اساتید برجسته تار و سه تار کشورمان که زندگی و کار خود را وقف کودکان سرطانی می کند نیز در این دیدار وی را همراهی کرده است.
فیاضی با تقدیر از تلاش های حمیدرضا محسن پور سرپرست مدیریت ژئوپارک قشم و اسدالله منفرد یکی از دوستانش که به گفته وی نقشی مهم و کلیدی در برنامه ریزی، ساماندهی و شکل گیری این سفر ایفا کرده اند، از حمایت های مجتمع هتل و آبدرمانی ارشاد و آبگرم مدرن ‘پهنلوی’ سرعین نیز تقدیر می کند و می گوید که در صورت ادامه این حمایت ها قصد دارد در یک سفر تیمی با شعار انسان هایی با قلب “پانجه آ» (Pangea) که در اصطلاح زمین شناسی اشاره به اتحاد قاره ها دارد، نام و پرچم ایران را به عنوان کشوری حامی فرهنگ بخشش و کمک کردن در ویترین یونیسف ثبت کند.
این رکاب زن طولانی ترین و سخت ترین مسیری که در یک روز رکاب زده است را 185 کیلومتر حد فاصل شیراز – جهرم و در جهت مخالف باد اعلام می کند و می گوید که در این مسیر بود که برای نخستین بار اهمیت آب را حس کردم و در نخستین توقفم در پلیس راه جهرم یک دل سیر آب خنک نوشیدم .
وی در حالی که هنوز لبخند بر لبانش نقش بسته است، تلخ ترین خاطره سفرش را پرتاب کردن یک سیب از طرف سرنشینان یک خودرو اعلام می کند و می گوید که این سیب از پشت، به پای چپش خورده و پایش از رکاب رها شده و خواست خدا بوده است که توانسته تعادل دوچرخه را حفظ کند.
فیاضی با بیان اینکه این اتفاق در یک مسیر بیابانی رخ داد، می گوید که بر اثر فشاری که بر روی پاهایم بود ابتدا تصور کردم که حیوانی وحشی پایم را کشیده و قطع کرده است و پای چپم تا دقایقی بی حس بود.
این رکاب زن با اخلاق کشورمان با بیان اینکه حضور در جمع کودکان سرطانی و نشاندن یک لبخند بر لب های این عزیزان را نمی توان با هیچ لذتی در جهان مقایسه کرد، اجرای برنامه های نمادین همچون رکاب زدن از ارس تا قشم را رویکردی موثر در جهت جذب بیشتر حمایت های مردمی و گسترش فرهنگ ایثار، بخشش و کمک کردن دانست.
وی معتقد است که رسانه ای کردن اینگونه اقدامات نه برای کسب شهرت؛ بلکه با این هدف است که مردم نیز نسبت به برخی موضوع های اجتماعی حساس شوند و حضور و مشارکت در انجام کارهای خیرخواهانه افزایش یابد.
از سعید زارع کندجانی
2090/ 1257

انتهای پیام /*

This entry passed through the Full-Text RSS service – if this is your content and you’re reading it on someone else’s site, please read the FAQ at fivefilters.org/content-only/faq.php#publishers.